گفتگو با وحید کریمانه، بنیانگذار «فول فکر»

02/22/2017

فول‌فکر استارتاپ چرخه سوم آواتک، یک پلتفرم آنلاین است که افراد از طریق آن به صورت امن و خصوصی با روانشناسان از طریق موبایل و وب صحبت کنند.وحید کریمانه بنیان گذار فول‌فکر می‌گوید: موفق به اشتغال‌زایی برای نزدیک به 40 روانشناس شده ایم و تاکنون تقریبا به 1500 نفر خدمات مشاوره‌ای داده ایم. با وحید کریمانه بنیانگذار فول فکر به گفتگو نشسته‌ایم:

وحید یک توضیح در مورد خودت و استارتاپت بده؟

من وحید کریمانه هستم، بنیانگذار فول فکر، فول فکر یک پلتفرم مشاوره آنلاین است که افراد می‌توانند به صورت ناشناس با روانشناس‌ها چت کنند، البته قرار است تا تماس صوتی- تصویری هم به آن اضافه شود. علاقه‌مندیم بیشتر به ورزش‌های الکترونیکی، بازی‌های کامپیوتری، کتاب و فیلم‌های علمی تخیلی و فانتزی است.

چرا تصمیم گرفتی تا وارد دوره‌های شتابدهی شوی؟

آن زمانی که وارد چرخه سوم شتابدهی شدیم فضای کارآفرینی خیلی بالغ نبود و استارتاپ کلمه ای بود که شاید تاحدودی عجیب و غریب و جدید به نظر می‌آمد، من از چند تا از دوستان قدیمم مثل حمید اسدی که تو آواتک بودند و خودشان هم استارتاپ داشتند، پرس و جو کردم و متوجه شدم که در یک شتاب‌دهنده خیلی به بیزینس و کارآفرین کمک می‌شود و فضای رشد در این عرصه وجود دارد.به علاوه اینکه دید کارآفرینان در شتاب‌دهنده‌ها خیلی تغییر می‌کند.

چرا آواتک را انتخاب کردی؟

در آن دوره ما هم در شتاب‌دهنده دیموند و هم تریگ آپ قبول شده بودیم و در تک هم رد شدیم و دلیلی هم که بهمون گفتن، این بود که سطح‌مان جلوتر از یک شتاب‌دهنده است. اما یادم میاد که خیلی دنبال این بودیم که جواب اپلیکشن‌ها بیاد و بیاییم آواتک. شبکه آواتک و آدماهایی که در آن بودند برایمان حرفه‌ای تر به نظر می‌رسید و تمرکز در آواتک بیشتر بر روی کارآفرین و کارآفرینی بود تا حاشیه.من احساس کردم اینجا بیشتر می‌تونیم موفق باشیم.

اگه قرار باشه برگردی عقب، دوباره آواتک را انتخاب می‌کنی؟

آره؛ احتمالا بیام سایکل 2

به نظرت یک شریک تیمی خوب چه جور شریکیه؟ فول فکر تیمش را چطور پیدا کرد؟

هم‌تیمی با شریک به نظرم متفاوت است. در مورد هم‌تیمی باید بگم که من تست‌های مختلفی داده بودم؛ در مورد اینکه خودم کی هستم، با نقاط ضعف و قوت خودم آشنا بودم. بنابراین دنبال آدم‌هایی بودم که بتوانند من را تکمیل کنند. امادر مورد شریک باید بگویم که علاوه بر اینکه آن آدم باید شما را تکمیل کند، نقاط ضعف شما را نشانتان بدهد و نقاط قوت خودش را داشته باشد تا به بیزینس کمک کند، در عین حال باید در سطح شما هم باشد. یعنی اگر شریک‌تان از شما باهوش‌تر باشد و یا بلعکس، شما با مشکلات جدی روبرو می‌شوید. من انتخاب شریک را کار خیلی جدی می‌دونم و توصیه می‌کنم که در موردش دقت کنید.چرا که به نظرم از ازدواج هم سخت‌تر است. شما در ازدواج هم اگر با طرف مقابلتون سازگارنباشید می‌توانید جدا شوید ولی در بیزینس جدا شدن به این راحتی نیست. مسائل حقوقی و مالی آن پیچیده‌تر است.

وقتی می‌خواستی بیای آواتک، نمی ترسیدی ایده‌ات رو بدزدند؟

من فکر می‌کنم ، زمانی که کارآفرین دیدش درست باشد، این موضوع یکی از آخرین دغدغه‌هایش است. چرا که من اوایل فکر می‌کردم که فقط همان ایده مهمه، یعنی اینکه ایده داشته باشی و بروی دنبال سرمایه گذار، اما بعد از مدتی که دیدم عوض شد به این رسیدم که شما باید یک محصولی داشته باشید و بعد آن را بفروشید. یعنی نه ایده مهمه، نه سرمایه گذار.فقط محصول مهمه و مشتری. مابقی قضایا حاشیه‌های جانبی تاثیرگذار برروی کار است. این نگاه چیزی بود که برای من در شتاب‌دهنده آواتک تغییر پیدا کرد و به نظرم نگاه خوبی هم هست.

بزرگترین نیازی که فکر می‌کردی قبل از ورود به آواتک داشتی چی بود؟

من قبل آواتک فکر می‌کردم که پول لازم دارم.مثل همه کسان دیگری که فکر می‌کنند پول لازم دارند. بعد آواتک به این نتیجه رسیدم که تیم لازم دارم و تیم واجب تر است.

بزرگترین مشکلی که توی این مدتی که از چرخه خارج شدی، داشتی چی بوده؟

شما وقتی که از شتاب‌دهنده خارج می‌شوید، یک جورایی مثل بچه‌ای هستید که به دنیا آمده و گذاشتنش توی کوچه. باید دنبال منابع حیاطی مثل پول ، فضای کاری، نگه داشتن تیم در کنار هم باشید.باید دنبال سرمایه گذار باشید.این فاصله‌ای که بین آواتک تا سرمایه‌گذار است، یک فاصله کلیدی است که شاید خیلی از تیم‌ها را از هم بپاشد.البته خوب هم هست، جایی که مردها از پسرها جدا می‌شوند.

ایده ات فول‌فکر رو از کجا آوردی؟

من توی صفحات سوشال مدیا می‌دیدم که یک سری پیج هست که آدمها می‌آیند و سوالاتشون را می‌پرسند و بقیه ازشون جک می‌سازند، همون زمان این ایده به ذهن من رسید که می‌تونم افرادی را که مشکل دارند را به افراد متخصص وصل کنم و شبکه‌ای از این‌ها ایجاد کنم.

در حال حاضر فول‌فکر در چه مرحله‌ای است؟

ما داریم محصول جدیدمان را جایگزین محصول قبلی می‌کنیم، اصطلاحا داریم ری رایت می‌کنیم و در پروسه انتقال کاربران هستیم. بعد از این انتقال شروع به بازاریابی می‌کنیم.

از دستاوردهای فول‌فکر برایمان بگو؟

ما موفق شدیم تا تقریبا به 1500 نفر خدمات مشاوره‌ای بدهیم، نزدیک به 40 میلیون تومان درآمد داشتیم.آدم‌ها با نوع جدیدی از خدمات مواجه شدند، خیلی‌ها که تابحال از این خدمات استفاده نکرده بودند به سمت ما آمدند.کسانی که زمانی که فرزندشان به آن‌ها پیشنهاد مشاوره رفتن می‌دادند و آنها در جواب به بچه کشیده می زدند، حالا سمت استفاده از خدمات ما آمدند.بچه‌هایی که به مادرشون یا مدیرشون نمی‌توانند بگویند که می‌خواهم بروم پیش مشاور، کسانی که در شهرها و روستاهای کوچک هستند و دسترسی به مشاور ندارند. ما موفق شدیم به این اقشار خدمت رسانی کنیم. از طرف دیگر موفق به اشتغال‌زایی برای نزدیک به 40 روانشناس شده ایم.این برای ما خوب بوده، هرچند که خیلی بیشتر از این ها مد نظرمون است.

چشم انداز تو برای فول‌فکر چیه؟

یکی اینکه وارد بازار منا شویم و یک سهمی از بازار منا را بگیریم و دیگر اینکه وارد بحث وی آر تراپی بشویم و با هد ست‌های وی آر، جلسات مشاوره را در جنگل، آبشار، کویر و یا هر کسی هر جا که راحته و بهش آرامش می‌دهد،برگزار کنیم و در آینده دورتر می‌خواهیم مراکز مشاوره فیزیکی فول‌فکر را در شهرهای مختلف داشته باشیم.

خودتو در مسیر موفقیت می‌بینی؟

من موفقیت را یک نقطه نمی‌بینم.فکر کنم موفقیت همان تلاش کردن است. موفق با تعاریف خودم هستم ولی شاید با تعاریف جامعه موفق نباشم.

به نظرت مهمترین عامل موفقیت یک استارتاپ چیه؟ایده؟ تیم؟ زمان ورود به بازار؟

به نظرم هر سه با هم است.ایده را اگر اجازه بدید با محصول جایگزین کنم، ترکیبی از محصول و زمان  ورود و بازار.البته تیم هم هست که در همان محصول می‌گنجد.

قبل از فول‌فکر روی استارتاپ دیگه‌ای هم کار کرده بودی؟

یک کارهایی می‌کردیم، ولی نمی دونستیم که اسمش استارتاپ است.

تو سرویست می‌گی من می تونم حالت کاربر ناشناس برات بذارم چه طور امنیت رو تامین می‌کنی؟

ما هیچ دیتایی از کاربر نمی‌گیریم.

تو خودت به این مشاوره‌ها دسترسی داری؟ اگه داری تا حالا شده کنجکاوی بکنی؟

من ندارم ولی یک روانشناس در تیم‌مان داریم که ایشون دسترسی دارند. اما من به صورت کلی می دونم که کاربرانمون مشکلاتشون چیه و دنبال چه جور کمکی هستند. البته به صورت کلی و نه شخص خاصی.

تا حالا شده خودت از خدمات مشاوره این روانشناس‌ها استفاده کنی؟

بله یک مدتی حالم خیلی بد بود. نه پول داشتیم و نه چیزی.زندگی هم خیلی سخت بود.رفتم پول دادم و مشاوره گرفتم و دوبار خوشحال شدم.یک بار برای اینکه مشاوره کمک کرد تا حالم خوب بشه و یک بار هم بابت اینکه دیدم راه حلمان واقعا کار می‌کند.

مشاورهای فول‌فکر رو چه طور انتخاب کردی؟

یک روانشناس توی تیم‌مان داریم که ایشون بر اساس یک سری معیارهایی روانشناس‌ها را ارزیابی می‌کنند، مصاحبه می‌کنند، بعد افراد منتخب وارد سیستم می‌شوند و یک مدتی هم رویشان تمرکز ویژه داریم.تا ببینیم که چطور عمل می‌کنند و بعدُ ورودشان به فول فکر نهایی می‌شود.

حرف آخر

به همه توصیه می‌کنم که خودشان را بشناسند و تلاش نکنند که زوری کارآفرین باشند.شاید لازمه که برنامه نویس خوب و یا گرافیست خوبی باشند و در نهایت می‌خوام به همه بگم که یک جمله‌ای «ایلان ماسک» دارد که می‌گوید کارآفرینی مثل خوردن خورده شیشه است و به نظرم واقعا راست می‌گه.

نظرات0