۱۶ واژه و اصطلاح استارتاپی برای کارآفرینان نوپا

02/07/2015

اگر به تازگی وارد دنیای استارتاپ های تکنولوژی شده باشید، احتمالا تعدادی واژه یا اصطلاح رو دائما اینجا و آنجا شنیده اید. اگر هنوز به دنبال پیدا کردن معنای اون ها نرفتید، هیچ ایرادی نداره چون ما در این پست وبلاگ سعی کردیم که ۱۶ تا از پر کاربردترین این واژه ها رو براتون تشریح کنیم. در ضمن اگر فکر می کنید که واژه یا اصطلاحی رو زیاد شنیدید که از این لیست جا مونده در نظرات همین بلاگ قرار بدید.

Angel Investors: فرشتگان کسب و کار – اشخاصی هستند که با ورود خود به یک استارتاپ، به غیر از امید، تجربه، شبکه افراد و سرمایه می آورند. تفاوت آن ها با سرمایه گذاران معمولی در ریسک پذیری بالا، نوع مشارکت آن ها و میزان زمانی است که بروی استارتاپ می گذارند.

 

Anti Dilution Right: حق جلوگیری از رقیق شدن سهام – شخصی که دارای این حق باشد، می تواند به مدت معینی از رقیق شدن سهام خود که به واسطه جذب سرمایه اتفاق می افتد جلوگیری کند. درصد سهم کلیه سهامداران یک شرکت با جذب سرمایه جدید از طریق شخص ثالث، کاهش می یابد (رقیق می شود) بخشی از سهام که دارای حق جلوگیری از رقیق شدن باشد، مشمول این کاهش نمی شود.

 

Bootstrapping: به فرایند راه اندازی یک کسب و کار می گویند که از ابتدای آن خودکفاست. به این معنی که بدون نیاز به کمک و منابع مالی خارجی ادامه می یابد. در دنیای استارتاپ، صاحبین یک کسب و کار می توانند با استفاده از سود فعالیتشان و سرمایه گذاری آن در همان استارتاپ، کنترل شرکت را حفظ می نمایند.

 

Burn Rate: به میزان هزینه کرد یک استارتاپ در زمان مشخص می گویند. مبلغی است که یک استارتاپ در حال حاضر بطور ماهانه خرج می کند تا جوابگوی مخارج خود قبل از سوددهی اولیه باشد.

 

Elevator Pitch: اگر در یک آسانسور با یک سرمایه گذار همراه شوید و فقط ۶۰ ثانیه وقت داشته باشید که تا ایده خود و دلیل اینکه ارزش سرمایه گذاری دارید را به او بگویید، چه خواهید گفت؟ اگر شما نتوانید ایده خود را در ۶۰ ثانیه طوری بیان کنید که همه متوجه شوند، احتمالا یک جای کار ایراد دارد. بطور کلی ارائه آسانسوری شامل معرفی مشکل، راه حل، مشتریان و معرفی تیم کارآفرین یا صاحبان ایده است.

 

ٍESOP یا Option Pool: سهام تشویقی کارکنان – سهامی است که به مرور زمان به واسطه حضور یک کارمند توانمند و مستعد به او تعلق می گیرد. بنیانگذاران معمولا در استارتاپ ها ۵ الی ۲۰ درصد از سهام شرکت را برای تخصیص به کارمندان تخصیص می دهند. این کار با هدف حفظ استعدادها و جلوگیری از خروج آنها به دیگر شرکت ها انجام می شود. بطور مثال یک کارمند ارشد ممکن است سالانه ۰/۵ درصد از سهام شرکت را طی ۵ سال صاحب شود (سالانه ۰/۱ درصد)

 

ّّFundraising: جذب سرمایه – به دریافت سرمایه جدید در یک استارتاپ می گویند. بطور مثال یک استارتاپ برای دریافت سرمایه لازم برای مرحله رشد، مبلغ ۴۰۰ میلیون تومان جذب می نماید. اگر فرض کنیم ارزش شرکت قبل از جذب سرمایه ۱/۶ میلیارد تومان بوده باشد، (ارزش بعد از جذب سرمایه ۲ میلیارد تومان خواهد بود) سرمایه گذار با آوردن ۴۰۰ میلیون تومان به شرکت، ۲۰ درصد از سهام شرکت را صاحب خواهد شد و در اثر آن مابقی سهامداران بخشی از درصد سهام خود را از دست خواهند داد (ولی ارزش سهمشان تغییر نخواهد کرد)

 

IPO: زمانی که یک استارتاپ، سهام خود را در یک فراخوان در بورس به عموم پیشنهاد می دهد و دیگر یک استارتاپ نیست.

 

M&A: خلاصه Merger (ادغام) و Acquisition (خرید) است. زمانی است که یک استارتاپ توسط شرکت بزرگتر از خود با اهداف استراتژیک خریداری می شود و یا با شرکتی هم اندازه ادغام می گردد. در حالت خرید، صاحبین سهام در ازای دریافت مبلغی بر اساس ارزش شرکت آنرا واگذار می نمایند.

 

Exit: خروج – به زمانی گفته می شود که یک بنیانگذار یا سرمایه گذار از استارتاپ خارج می شود و سود حاصل از تلاش یا سرمایه گذاری خود را نقد می کند. معمولا خروج در زمان IPO و یا M&A اتفاق می افتد.

 

NDA یا Non-Disclosure Agreement: قرارداد محرمانگی اطلاعات – توافقی است که بر اساس آن یک یا هر دو طرف موظف به حفظ اسراری هستند که بین یکدیگر مبادله می نماید. ممکن است شما در صورت زیر پا گذاشتن آن دچار دردسر می شوید، پس حتما با دقت این قرارداد را بخوانید.

 

Pivot: زمانی که یک شرکت به دلیل اینکه بازدهی ندارد تغییر جهت و مواضع می دهد. برای مثال، تغییر در قسمتی از محصول یا تمرکز بروی یک ویژگی خاص یا بررسی مجدد مشتریان و تمرکز کردن بر دسته ای خاص از مشتریان خود.

 

ROI: بازده سرمايه گذاری یا بازگشت سرمایه – نسبت پول بدست آمده از سرمایه گذاری به سرمایه اولیه است.این عدد معمولا به صورت درصد بیان می شود. با اين شاخص مي توان فهميد كه يك شركت تا چه حد از سرمايه اش براي سودآوري بيشتر استفاده بهينه كرده است. لذا هرچه اين شاخص بالاتر باشد فرصت سرمایه گذاری جذاب تر است.

 

Seed Funding: سرمایه بذری – یک گیاه  از یک بذر شروع به رشد میکند. بیشتر استارتاپ ها نیز برای رشد خود به میزان معینی از جذب سرمایه نیاز دارد تا رشد کنند، به این سرمایه که در مراحل اولیه در اختیار استارتاپ قرار می گیرد، سرمایه بذری گفته می شود.

 

Venture Capital: سرمایه کارآفرینانه (خطر پذیر سابق!) – شرکت سرمایه گذاری است که منابع مالی و خدمات مدیریتی را در اختیار شرکت های در حال رشد قرار می دهد. استارتاپ ها نیز از این امکانات به منظور توسعه محصول، جذب مشتری و افزایش نفوذ بازار استفاده می کنند. شرکت سرمایه گذار را VC فیرم (VC Firm) و به سرمایه ای که به شرکت در حال رشد داده می شود سرمایه کارآفرینانه (مخاطره پذیر) (Venture Capital) گفته می شود.

 

Vesting: در واقع به نوع تخصیص سهامی می گویند که بنیانگذاران را در برابر یکدیگر محافظت می نماید. بطور مثال اگر ۲ بنانگذار هر کدام ۵۰ درصد شرکت را داشته باشند و قرار باشد سهام خود را طی ۵ سال (بصورت وستینگ) دریافت کنند، در صورتی که یکی از آنها پس از ۲ سال از شرکت خارج شود (مثلا توسط گوگل استخدام شود!) تنها ۲۰ درصد از سهام شرکت را خواهد داشت و در واقع ۳۰ درصد باقیمانده به سهامدار دیگر برمی گردد. وستینگ سهام، بنیانگذاران را از هم محافظت می کند، ریسک را کاهش می دهد و اجازه میدهد که تنها نگرانی شما پیشرفت استارتاپتان باشد. (اطلاعات بیشتر در کاریا)

 

نظرات3