کپی کت ها در برابر نوآورها، مخالفان و موافقان، تمایزی نامشهود که در آینده ایران مشهودتر خواهد شد

02/09/2016

قطعاً واژه استارتاپ های کپی کت (Copycat) یا تقلیدی یا کپی کار به گوشتان خورده و با آن آشنا هستید، اگر هم برای اولین بار با این مفهوم آشنا می شوید، ما در ادامه به صورت مختصر آن را توضیح خواهیم داد.

ایده نگارش این مقاله از جایی آمد که حدود 4 سال پیش، در قسمت نظرات یکی از پست های فیسبوک خود در مورد ایده راه اندازی یک استارتاپ، با دو دسته نظرات متضاد برخورد کردم، دسته ای که ایده را به دلیل تقلیدی و کپی بودن آن با نمونه آمریکاییش کاری نادرست و بیهوده می دانستند و دسته ای که به دلیل نبود آن در ایران و مفید بودن آن برای جامعه، آن را پسندیده و مناسب می دیدند. این جهت گیری ها در بسیاری جاهای دیگر برای من تکرار شد و بسیار طبیعی است که با رشد اکوسیستم استارتاپی در ایران، بیشتر هم شود. جالب تر اینجاست که این جهت گیری ها در کشورهای دیگر، بسته به میزان رشدیافتگی فضای کسب و کار آن ها، هم اکنون در فازهای مختلفی به سر می برد که در ادامه گذری هم خواهیم داشت به مخالفان و موافقان راه اندازی کسب و کارهای تقلیدی در کشورهای دیگر. به طور خلاصه ما امروز به این سوال  جواب خواهیم داد که مرز میان کپی کاری و نوآوری در کجاست؟

از پابلو پیکاسو جمله ای نقل شده که استیو جابز هم آن را در سال 1994 تکرار کرده است: “یک هنرمند خوب کپی می کند و یک هنرمند عالی می دزدد”. هر چند که منظور واقعی پیکاسو از دزدیدن چیز دیگری است و بیشتر جنبه الهام گرفتن از یک اثر و بهبود تدریجی آن در آینده مدنظر پیکاسو بوده است ولی موافقان کپی کاری به این جمله بسنده نمی کنند و می گویند که ایده ها ارزش چندانی ندارند و این اجرا است که ارزش و اهمیت دارد و مثال هایی چون شکست شبکه های اجتماعی قبل از فیسبوک و یا سایت های تجارت الکترونیکی قبل از آمازون را مثال می زنند. در طرف دیگر مخالفان کپی کاری می گویند که کپی کاری منجر به مرگ نوآوری می شود و با اصل کارآفرینی در تضاد است و آن چیزی که دنیا رو به جلو می برد، نوآوری و ایده های تازه است تا جاییکه جک ما (Jack Ma)، بنیانگذار علی بابا، یکی از بزرگترین شرکت های تجارت الکترونیک در دنیا می گوید: “از ایده های رقبای خود درس بگیرید ولی هیچ وقت کپی نکنید، کپی کاری موجب شکست کسب و کار شما و مرگ آن می شود.”

به گفته مخالفان کپی کاری، آن ها هیچ بهبود و نوآوری در ایده خود استفاده نمی کنند و مفهوم R&D، تحقیق و توسعه در این استارتاپ ها بیشتر، Rip off & Duplicate، به معنای غارت کردن و تکثیر کردن است و آن ها به امید خریداری شدن توسط سرمایه گذاران خطرپذیر و جذب شدن به شرکت های اصلی که هنوز بازاری در آن کشور پیدا نکرده است، دست به چنین کاری می زنند. از طرف دیگر، به گفته موافقان و طرفداران آن، کپی کاری به این سادگی هم نیست، شما باید ایده درست را در زمان درست انتخاب کنید و نیاز مصرف کنندگان را به درستی تشخیص دهید و قوی عمل کنید، ترجیح آن ها این است که با ایده خوب یک نفر دیگر موفق شوند تا اینکه با ایده بد خود شکست بخورند.

با نگاهی به کشورهای مختلف نیز نکات جالبی قابل برداشت است، به عنوان مثال کپی کاری در آمریکا جور دیگری خود را نشان داده است و به دلیل رقابت بسیار تنگاتنگ، ایده ها از قالب های فکری به خصوصی استفاده می کنند، با سر زدن به سایتی مانند Angellist که شبکه ای از استارتاپ ها و سرمایه گذاران است و با یک جستجو ساده این قضیه مشهود است. به عنوان مثال، با جستجو Uber for یا Uber meets و یا Uber of به لیست بلند بالایی از استارتاپ هایی بر می خوریم که خود را مشابه اوبر و سرویس دریافت تاکسی در موضوعات و موارد مختلف معرفی می کنند. مانند Mediacast که خود را اوبر برای انجام کارهای خانگی معرفی می کند. یا در مورد استارتاپ Airbnb، می توان به Catercow اشاره کرد که خود را ایربی ان بی برای کترینگ ها معرفی می کند و صدها استارتاپ دیگر.

در اروپا کپی کاری جور دیگری است، معمولا استارتاپ ها کپی های شرکت های موفق آمریکایی است که به دلیل های مختلف چون، قوانین و مقررات، نظام بانکی و مالیاتی و یا چشم انداز شرکت اصلی، ایده به اروپا نیامده است و یا با تاخیر، بازار خود را به سمت اروپا پیدا کرده است. به عنوان مثال، به گفته نیکلاس متزکه (Nicolas Metzke)، بنیان گذار شرکت Ciao: “زمانی که ما ciao را منتشر کردیم، در آن زمان، وب سایت یک کپی بسیار شبیه به استارتاپ آمریکایی epinions  بود. ما از اینکه ایده کسی دیگر را اجرا می کردیم به آن افتخار نمی کردیم ولی در عین حال دلیلی هم نبود که انجامش ندهیم، ما در آن، موقعیت تجاری خوبی می دیدیم و حدث می زدیم که در اروپا، اکثریت بازار رو به دست خواهد آورد، اگر ما انجامش نمی دادیم، فرد دیگری انجامش می داد”.

کپی کاری در کشورهای آمریکای جنوبی نیز به شیوه ای مشابه اروپا در جریان است، هر چند که با چند سال تاخیر مانند Elo7 که کپی سایت ٍEtsy است و می توان گفت که به نسبت موفق هم بوده و بازار دست سازه های هنری در برزیل را تصاحب کرده است.

در آسیا و چین هم این روند تا چند سال پیش به شدت دیده می شد، بهترین و نام آشنا ترین مثال، Alibaba است که پس از شکست ebay در تصاحب بازار چین به خاطر موانع محلی مانند عدم استفاده و آشنایی بازرگانان با کامپیوتر و پی بردن Alibaba به این نکته و شناخت بازار، تبدیل به یکی از بزرگترین شرکت های تجارت الکترونیکی در چین و سپس دنیا شد. هر چند که روند کپی کاری برخلاف چیزی که چین به آن معروف شده به خصوص در تکنولوژِی رو به افول است، استارتاپ های چینی به واسطه نزدیکی به کارخانه های تولید قطعات الکترونیکی، به سرعت پس از ظهور روش های جدید و قطعه های جدید دست به کار می شوند و دست به نوآوری های جدید در عرصه های تکنولوژی و سخت افزار می زنند و چیزی که هم اکنون درباره چین مورد بحث است، این است که چین چگونه از سرزمین کپی کاری به یک هاب تکنولوژیک تبدیل شده است؟

در ایران نیز با رشد و گسترش جامعه استارتاپی و شروع سرمایه گذاری های بخش خصوصی و به خصوص با وارد شدن سرمایه گذاران و VC های خارجی به ایران، انتظار روندهای بالا در ایران نیز می رود، هم اکنون هم می توان نمونه های مشابهی از استارتاپ های خارجی را در کشور مشاهده کرد که در حال فعالیت هستند و تعدادشان در حال رشد کردن است و چیزی که به نظر من در حال حاضر و تا چند سال دیگر مورد اهمیت است، نه کپی بودن آن ها، بلکه به وجود آمدن نمونه های موفق و مربیان شرکت های موفق از دل این استارتاپ هاست، زیرا که این استارتاپ ها بلوک های اولیه رشد و توسعه این اکوسیستم می باشند. قطعا شکست خوردن در استارتاپ های کپی شده هم دیده می شود، زیرا نباید فراموش کنیم بازار و عملیات نیز بسیار مهم است، ولی حتی شکست های این کارآفرینان، زمینه ساز موفقیت های استارتاپ های نوآور فردا خواهد بود. ضمن آن که با نتیجه گیری از نمونه های کشورهای دیگر می توان گفت که با بازگشت به تعریف اصلی ساخت یک استارتاپ، در صورتی که بنیان گذاران برای پیدا کردن راه حل یک مشکل و یا جواب دادن به نیاز مشتریان و از روی اشتیاقی که به ایده و راه اندازی آن دارند دست به کار شوند و ارزشی را تولید یا خلق کنند که تاکنون در آن کشور نبوده است، کاملا قابل توجیح است و کسی نمی تواند ادعا کند که ایده ای که هم اکنون دارد کاملا یکتا و خاص است.

بنابراین اگر هم کپی می کنید، با رعایت مسائل بالا، هوشمندانه کپی کنید.

در پایان باید گفت که ما همه در بازه ای از زمان کپی کاری کرده ایم، احتمالا زمانی که از کسی الهام گرفته اید و سعی کرده اید که لحن صحبت کردن، رفتار کردن یا لباس پوشیدن آن شخص را کپی کنیم، پیدا کردن شخصیت خالص و خاص خود و یا شرکت خود، زمان بر بوده و نیاز به تمرین دارد تا از قالب فرد و یا ایده ای که کپی کرده ایم خارج شویم. مهم این است که مسیر درست را با توجه توانایی ها و استعدادهای خود پیدا کرده و به سمت جلو حرکت کنیم.

خوشحال می شوم که نظرات خوانندگان این مقاله را در بخش نظرات سایت آواتک بخوانم تا اگر از دید آن ها زوایای دیگری از قلم من جا افتاده است برای من و بقیه واضح شود. در صورتی که تمایل دارید بیشتر با من در ارتباط باشید، از طریق لینکدین خود با شما در تماس خواهم بود.

منابع و مقالات زیر، به من در نوشتن این مقاله کمک رساندند:

نظرات1