چگونه بنیانگذار خود را پیدا کنم؟

05/17/2015

زمانی که به گذشته نگاهی انداختیم و به ایمیل ها و مکالمات 9 ماه قبل خود با تیم های استارتاپی در آواتک بازگشتیم، همیشه ردپای یک موضوع در تمام مکالمات دیده می شد، چگونه بنیانگذار خود را پیدا کنم؟ البته بسیاری دیگر از مکالمات هم بودند که اساسی تر به این می پرداختند که آیا اصلا من نیاز به بنیانگذار و شریک دارم؟ در این بلاگ پست ما به سوال اول می پردازیم و به این جواب از سوال دوم بسنده می کنیم که هر چند جوامع ما، نوآوران تنها و کسانی که به تنهایی دست به ابتکار و خلق چیزی زده اند را بیشتر می پسندند، ولی تمام شرکت ها و کسب و کارهای موفق در دنیا با یک تیم حداقل 2 نفره شروع شده اند.  یینگ و یانگ، درست کننده و فروشنده، رویاپرداز و عملگرا و بسیاری دیگر از دوتایی های معروف که مکمل یکدیگرند.

در بسیاری از استارتاپ ها معمولا اولین دنبال کننده، اولین مشتری نیز می شود و در بعضی دیگر، بنیان گذار. به یاد داریم که دقیقا همین اتفاق برای یکی از استارتاپ های ما، دونیت افتاد. اولین دنبال کنندگان دونیت، هم بنیان گذاران دونیت نیز شدند.

بنیان گذاران باید دارای ویژگی های مشترک و نامشترک باشند برای آن که استارتاپ موفق و با ثبات رشد کند. از جمله مشترکاتی که باید به دنبال آن بگردید:

  • چشم انداز: نوع نگاه به آینده و چشم اندازی که شریک شما از نحوه رشد استارتاپ شما در بازار خواهد داشت بسیار مهم است. به عنوان مثال اگر شما فکر می کنید که فرصت های زیادی در بازار ایران در حوزه آموزش آنلاین وجود دارد و شریک شما تصوری مخالف این دارد، شما و شریکتان، گزینه های مناسبی برای بنیان گذاری نیستید.
  • اندازه: شاید همه مثل شما قصد ساختن یک امپراطوری را نداشته باشند، و همه شیوه زندگی استارتاپی را نپسندند، درست یا نادرستی در این زمینه وجود ندارد. تنها چیزی که مهم است این است که شما و شریکتان باید در یک صفحه در مورد اندازه کسب و کار خود باشید.
  • تعهد: بنیان گذاران از نظر سطح تعهد خود نسبت به استارتاپ باید هم تراز باشند. استارتاپ، خانواده یا تحصیلات، کدام یک برای شما در اولویت اول است؟ اگر ایده شما از شروع یک کسب وکار، خلق یک شرکت مستحکم و با دوام است و ایده شریک شما فروش استارتاپ بعد از 2 سال است، بعد از مدتی به مشکل خواهید خورد.

و اما استارتاپ ها نیاز به داشتن نظرات و طرز فکر های متفاوت نیز هستند، این تفاوت ها، بعد ها به شما کمک می کنند تا چالش ها را از نقطه نظرات متفاوت بررسی کنید که شامل:

  • تخصص: هر استارتاپی حداقل نیاز دارد تا یک شریک فنی، یعنی کسی که تمرکزش ساخت محصول است (استیو وزنیاک) و یک شریک تجاری و فروش (استیو جابز) داشته باشد.بنیانگذاران نیاز دارند که با داشتن مهارت های مختلف همدیگر را کامل کنند.
  • گرایشات: ممکن است که شما فردی باشید که مو را از ماست بیرون می کشد(پیرو جزییات) و شریک شما کسی باشد که کلیات برایش مهم باشد، و از جزییات بگذرد (کلی نگر). یک استارتاپ موفق، استارتاپی است که هر دوی این گرایشات را داشته باشد.
  • نوع نگاه: هر چه قدر نوع نگاه های شما و شریکتان به موارد مختلف وسیعتر باشد بهتر است. ویندوز در برابر مک، php در برابر .net، فیسبوک در برابر توییتر، و در نهایت همیشه شما در مسیر انتخاب بهترین گزینه ها هستید.

در انتخاب شریک کاری و بنیان گذار خود عجله نکنید، انتخاب بنیان گذار مانند انتخاب همسر، حساس و سرنوشت ساز است. هیچ گاه به خاطر فقط  بالا بردن سرمایه استارتاپ خود، اقدام به گرفتن بنیانگذار نکنید، یک بنیان گذار به همراه خود ارزش های بسیار بیشتری نسبت به سرمایه باید بیاورد.

گای کاوازاکی در یکی از بلاگ های خود، با مطرح کردن راه کاری عملی برای شناسایی بنیانگذار، مثال تست مرکز خرید را می آورد و بیان می کند که فرض کنید که شما در یک مرکز خرید، بنیان گذار احتمالی خود را از دور می بینید، در حالیکه وی هنوز شما را ندیده است. شما 3 گزینه دارید، 1- به سرعت و با اشتیاق به سمت وی بروید 2- منتظر شوید تا به صورت تصادفی رودرو شوید و 3- از دیدن وی منصرف شوید. اگر حس درونی شما به شما می گوید که باید به سرعت و با اشتیاق به سمت وی بروید، این بینان گذار ارزش در نظر گرفتن را دارد. شاید این انتخاب، دومین و برای بعضی مهمترین انتخاب زندگی اشان باشد، پس با آرامش انجامش دهید، درست انجامش دهید و یکبار انجامش دهید.

 

نظرات0