از داده تا خِرَد:اکوسیستم کارآفرینی و اهمیت داده‌ها

06/10/2017

داده های آماری نقش موثری در تصمیم گیری افراد دارند.  داده ها شامل سیمبول ها، اعداد و دیگر مواردی هستند که در مورد پدیده خاصی توضیح می دهند. داده ها پس از فرایندی که بر روی آنها انجام می شود تبدیل به اطلاعات می شوند که قابل استفاده تر از داده می باشند. Russel Ackoff] 1]  در نظریه خود در سال ۱۹۸۹در زمینه جریان داده تا رسیدن به  خِرَد (Wisdom) نیاز به فشردگی و بهره وری در فرایند داده ها را مطرح نمود که مبنای بسیاری از تئوری های علمی در حوزه های مختلف به خصوص علم داده ها (Data Science) شد. فشرده کردن داده ها از طریق فرایند تحلیل باعث می شود تا بتوان این داده ها را قابل استفاده کرد و در فرایند تصمیم گیری از آنها استفاده کرد. سلسله مراتب استفاده از داده ها عبارت است از:

داده: داده ها فقط اعداد، سیمبل ها، و توصیف در مورد پدیده خاصی هستند بدون اینکه فرایندی بر روی آنها انجام شده باشد

اطلاعات: اطلاعات به داده هایی گفته می شود که هدف آن خاص و در مورد خاص بوده و از فشرده سازی داده ها بدست می آیند.

دانش: اطلاعات فشرده تبدیل به دانش شده و حاصل اطلاعات فشرده تر می باشد.

هوش: هوش دانش فشرده و بهره ور را می گویند که قابلیت تصمیم گیری صحیح را بیشتر می کند.

خِرَد: خرد فشرده ترین حالت ممکن است که هم بهره وری را افزایش می دهد و هم اثر بخشی بالایی دارد.

کارآفرینانی که از آنها به  habitual entrepreneurs یاد می شود دارای خِرَدی هستند که دارای اثربخشی بسیار زیادی می باشد. آنها با استفاده از این خِرَد بهره وری و اثربخشی را در جریان دانش و اطلاعات افزایش داده و همواره خِرَد را با افزایش اطلاعات جدید به روز می نمایند. این همان نکته ای است که اغلب کارآفرینان آن را نادیده می گیرند. داشتن اطلاعاتی از مشتری، وضع بازار، و … نیاز به تبدیل شدن به خِرَد دارد و این خِرَد یا هوش یک شبه بدست نمی آید.

علم آمار و علم داده نقش موثری در زمینه تبدیل داده به دانش و هوش دارند، اما تجربه کارآفرین و یا استفاده از تجربیات افرادی که خِرَدمند هستند نقش مفید و موثری در تصمیم گیری ها دارد. اما یکی از چالش هایی که در زیست بوم کارآفرینی ایران با آن مواجه هستیم، عدم وجود آمار دقیق بوده و بازیگران این زیست بوم ائم از کارآفرینان، دانشجویان، سرمایه گذاران، شتاب دهنده ها و مراکز رشد همواره از اطلاعات موجود در خارج از ایران استفاده می کنند و یا خود اقدام به تهیه داده های اولیه می نمایند که باعث می شود بخش عمده ای از تمرکز خود را بر روی مواردی بگذارند که بخش اصلی فعالیتشان نمی باشد.

انجمن ملی سرمایه گذاری خطرپذیر در امریکا و  یا انجمن سرمایه گذاری اروپا که به تازگی به Invest Europe تغییر نام داده با همکاری نزدیکی که با دانشگاه و نهادهای علمی، دولتی، و خصوصی دارند به همراه برخی از شرکتهای مشاوره مدیریت اقدام به تهیه خوراک اولیه این نهادها کرده است و اطلاعات مناسب زیادی را در اختیار بازیگران حوزه کارآفرینی قرار می دهند. اطلاعات و بعضا تحلیل های هوشمندانه و هدفمند انجن ملی سرمایه گذاری در امریکا و نهادهای مشابه و عمق علمی آنها باعث سوق دادن کارآفرینان و جوانان به سمت نوآوری می شوند که این مهم از سیاستگذاری های سرمایه گذاران ناشی می گردد. پنل هایی که سرمایه گذاران در آن از حوزه های اصلی سرمایه گذاری و اولویت های سرمایه گذاری خود می گویند باعث می گردد کارآفرینان و مهندسان و متخصصان در آن حوزه ورود پیدا کرده و همزمان فضای رقابتی بین آنها باعث می شود نوآوری افزایش پیدا کرده و در نتیجه به جای مشاهده کردن کسب و کارهای مشابه، نوآوری هایی در حوزه های مورد علاقه سرمایه گذاران ظهور می نمایند. بنابراین، وجود علم آمار و علم داده در این نهادها به همراه تحلیل های موشکافانه تحلیلگران فوق حرفه ای آنها این امکان را به همه بازیگران زیست بوم کارآفرینی می دهد که تمرکز خود را بر روی کار اصلی خود قرار داده و تصمیمات اثربخش تری بگیرند که ماحصل خِرَد (Wisodm) می باشد.

اما دلیل موفقیت این انجمن ها و نهادها و عدم موفقیت نهادهای مشابه در ایران چیست؟

  • استقلال و بی طرفی

    عدم وابستگی به شخص، نهاد، یا سازمانی که باعث ایجاد پیش زمینه ذهنی و عدم اعتماد در میان سایرین شود از موارد مهمی است که این انجمن ها در دنیا دارند. برای آنها مهم نیست طرفشان چه کسی و یا چه نهادی است. علم داده نیازمند استقلال و عدم وجود تعصب می باشد که در نهادهای مشابه ایرانی اصلا دیده نمی شود.

  • هدف از تهیه آمار و گزارش

    متاسفانه هدف از گزارش دهی ها و تهیه آمارها در سازمانهای مشابه کشورمان ارائه گزارش کار و ارائه آن به بالا دستی ها می باشد. اخیرا گزارشی از عملکرد اعضا یکی از این انجمن ها بدست نگارنده رسید که تنها ۶۰ ثانیه برای مطالعه آن زمان لازم داشتم. نه مرا به فکر واداشت نه نیاز به تحلیل داشتم و نه می توانستم تحلیل کنم، نه می توانستم از آن استفاده کنم و نه آنرا به دیگران پیشنهاد داده و مورد استناد قرار دهم. به چشم من شبیه تفاهمنامه هایی آمد که تنها با هدف اضافه کردن یک پاراگراف در گزارش سالیانه موسسات و نهادها منعقد می گردند و زود فراموش می شوند.

 

لزوم ایجاد نهادهای مستقل علمی و آماری:

نیاز به نهادهای مشابه در کشور با توجه به نوپا بودن زیست بوم کارآفرینی احساس می شود. نهادهایی که مستقل و بی طرف بوده، دارای انگیزه و انرژی بالا باشند، هدفشان افزایش اثربخشی باشد، و دارای چشم انداز باشند. نهادهایی که بتوانند باری را از دوش همه بازیگران کارآفرینی برداشته و به موفقیت همه آنها که در نهایت رونق چرخه اقتصاد کشور می باشد کمک نمایند.

[1] Ackoff, R., 1989. From data to wisdom. Journal of Applied Systems Analysis, pp. 3-9

*** درصورت تمایل به مطالعه بیشتر در این زمینه رجوع کنید به مقاله :

Rowley, J., 2007. The wisdom hierarchy: representations of the DIKW hierarchy. Journal of Information Science

 

نظرات0